تبليغاتX
آرامش
ديروز

ديروز متعلق به تاريخ است و فردا متعلق به ايزد يكتا.
    ديروز خورشيدي غروب كرده است و فردا خورشيدي در حال طلوع‎.
    فقط امروز نور خورشيد با تمام توان مي‎تابد و به قدري درخشان است كه مي‎توان در پرتو آن زندگي‎ كرد و عشق ورزيد.
    پس‎، به آرامي در را به روي ديروز ببنديد و كليد آن را دور بيندازيد.
    محدوديت‎هاي امروز نيستند كه شما را كلافه مي‎كنند، بلكه حسرت‎ها و افسوس‎ها به حال ديروز و هراس‎ها و نگراني‎ها بابت فردا هستند كه شما را به مرز جنون مي‎رسانند.
    پس قدر امروز را بدانيد، چون امروز، همان روزي است كه پروردگار قادر خلق كرده است تا از آن لذت‎ ببريم و در آن جاري شويم‎.
    از يادآوري ديروز و ثانيه شماري براي فردا دست بكشيد.
    در عوض‎، همين امروز در رودخانه‎هاي بيشتري شنا كنيد، به كوهستان برويد، كودكان را ببوسيد، ستاره‎هاي بيشتري را بشماريد، بيشتر بخنديد و كمتر گريه كنيد. با پاي برهنه در ساحل زندگي قدم بزنيد. قدر نعمت‎ها و موهبت‎هاي الهي را بدانيد و بابت‎شان شكرگزار باشيد و به تماشاي طلوع و غروب‎ خورشيد بنشينيد، چون تا وقتي زندگي جاري است‎، بايد با جريان آن پيش برويد.


+نوشته شده در پنجشنبه 1 اسفند1387ساعت18:47توسط هستی |

 نگرشی به دنیای درون !!

 

  یکنفر در جان من در های و هوست

                                         می شناسم این صدا ،  فریاد اوست

         بامن است اما نمیدانم کجاست

                                         اینقدر دانم که ،      با من آشناست

        

 دنیای درون ما شگفتی بسیار دارد ، بگفته " دیپاک چوبرا  " ما در جهان نیستیم

 بلکه این جهان در درون ماست !  چگونه چنین چیزی امکان دارد ؟  که

هریک از ما نمونه کوچکی از کل عالم باشیم ؟    اما چنین است  !

 هر زمان که خود را نمونه کوچکی از کل هستی ندانیم بصورت تنها و

 بی مسئولیت به زندگی روز مره خود ادامه خواهیم  داد ! 

 خصلت و سرشت های گوناگونی  در نهاد ماست چون : خدائی بودن و

 شیطانی خوش بینی و یاس ، بی باکی و ترس ، صداقت و دروغگوئی

 ایثار و خود خواهی عفو و انتقام ، مهربانی و خشونت ، و و و و     

 همگی این ویژگیها خصلت های در درون ما هستند !          

 این نگرش که خود را بی کفایت بدانیم ، مردود و طرد شده !    ما باید

بطریقی  استعدادو نیروهای نهفته خود را شکوفا کنیم ! هر بذری برای

 رشد و نمو نیاز به خاک حاصلخیز دارد و این خاک حاصلخیز در درون ما

 نهفته است ! ما باید بذر وجودمان اجازه شکوفا شدن بدهیم ، و صفات

 خوب خود را به حد کمال برسانیم !     در اندرون من خسته دل ندانم کیست

                                      که من خموشم و او در فغان و در غوغاست

                                                  

 ما اگر بخواهیم قادر خواهیم بود ،   سرشار از نور عشق و مهربانی

 باشیم !اگر میخواهیم به صفات الهی و بخشایش برسیم در وحله اول

 باید مهر و همدلی و محبت را از خودمان دریغ نداریم !       زمانی که

 خود را دوست نداشته باشیم ،   چگونه میتوانیم انتظار داشته باشیم

 جهان و اطرافیان بما توجه کنند و دوستمان بدارند !         درحالی که 

خود را رها کرده و از دنیای درون خود غافل بوده ایم !     

بیائید از همین لحظه نور الهی را به درونمان راه دهیم و با تمام وجود

 این نور را در خودمان پذیرا شویم !    و به برکات نور عشق و امید و با

 اندکی صرف وقت این شکوفائی را به درون خود را دهیم !

 گاهی در درون ما باران می بارد ، چه خوب است که غمهای درونمان را

زیر باران  لطف الهی بگذاریم تا شسته و پاک شوند !

                       

 بارالها  ، بگذار در بیکرانه الطافت و بانسیم نوازش محبتت سیراب شوم

 در آسمان  دلم جز ستاره نگاه تو کورسوی امیدی ندارم ،        از تو

میخواهم که باران  رحمت بر سرم فرو ریزی و من در اعماق وجودم 

سرود امید و شادی را احساس کنم !

 بمن یاری ده تا در عرصه فروتنی معنوی رشد کرده و گواه زایش آن 

بیکران عظیم در این جثه نحیف باشم !

                                                                                   

 

            


 

+نوشته شده در دوشنبه 30 دی1387ساعت19:14توسط هستی |
 

*رها کن و به خدا بسپار*

 

،مي گويند خدا همه جا هست و با اين حال
.هميشه فکر مي کنيم از ما دور است

،خدا در درون ماست
.اما او را جايي در بيرون خود قرار مي دهيم تا پرستش اش کنيم

خدا غذاي پرندگان را مي دهد
.اما آنها بايد براي به دست آوردنش پرواز کنند

.دعا غلبه برای مخالفت خدا نيست، بلکه دستيابي به رضايت اوست

.کسي که عاشق خداست، مي تواند باعث طلوع يک ستاره شود

،اگر دست از انتظار براي معجزه ي باز شدن درياي سرخ برداريم
خواهيم توانست همه ي معجزات خارق العاده اي که خداوند
.هر روز در اطرافمان ظاهر مي کند ببينيم

،کاري که انجام مي دهيم
.به اندازه ي عشقي که در کار مي زنيم براي خدا اهميت ندارد

.همه ي اديان راه رسيدن به خدا هستند، اما خود خدا نيستند

.خداوند از هر آنچه غير قابل درک، بزرگتر است

.عشق والاترين هديه ي خداوند است

.پرهيز از تجملات، راهي است به سوي خدا

با ياد آوردن خداوند، درونت به تدريج روشن مي شود
.و به مراتبي از عدم دلبستگي به دنيا خواهي رسيد

.خدا شرق است و غرب است
.به هر طرف رو کني، رو در روي خدا خواهي بود

،دعايي که بيش از همه مورد پذيرش خداوند است
.دعايي است که از دل شاکر برخيزد

دير يا زود بايد به دنبال خدا بگردي، چرا حالا نه؟

هر کسي خدا را بجويد، راهي به سوي او خواهد يافت

.با خيال راحت بخواب، خدا بيدار است

،خداوند انسان را در آب هاي عميق فرو مي کند
.نه براي غرق کردنش، بلکه براي پاک کردنش

.بدان که هر چه غير خدا باشد، خدا را از چشم تو پنهان خواهد کرد

.همه آزمون هاي خداوند هدفمند است، روزي نور را خواهي ديد
.او فقط مي خواهد که به او اعتماد کني، با ايمانت راه برو نه با چشمت

.معمولا خداوند فرشته هايش را پايين مي فرستد تا با ما قدم بردارند
.ما آنها را به صورت دوستان مان مي شناسيم

.دعا نکن که خدا کنار تو باشد، دعا کن که تو کنار خدا باشي

بعضي فکر مي کنند منصفانه نيست که
.خدا کنار گل سرخ خار گذاشته است
.بعضي ديگر خدا را ستايش مي کنند که کنار خارها گل سرخ گذاشته است


کسي که مهربان نيست، خدا را نمي شناسد، زيرا خدا مهر است

 

 

 

 


 

+نوشته شده در شنبه 28 دی1387ساعت15:8توسط هستی |
عکس هایی زیبا از آبشار نیا گارا

 




































+نوشته شده در شنبه 28 دی1387ساعت0:34توسط هستی |

دنیا را نگه دارید ُ میخواهم پیاده شوم

وقتي كبوتري شروع به معاشرت با كلاغها مي كند پرهايش سفيد مي ماند، ولي قلبش سياه ميشود. دوست داشتن كسي كه لايق دوست داشتن نيست اسراف محبت است.
دل هاي بزرگ و احساس هاي بلند، عشق هاي زيبا و پرشكوه مي آفرينند.
اما چه رنجي است لذت ها را تنها بردن و چه زشت است زيبايي ها را تنها ديدن و چه بدبختي آزاردهنده اي است تنها خوشبخت بودن! در بهشت تنها بودن سخت تر از كوير است.
وقتی خواستم زندگی کنم، راهم را بستند.وقتی خواستم ستایش کنم، گفتند خرافات است.وقتی خواستم عاشق شوم گفتند دروغ است.وقتی خواستم بخندم، گفتند دیوانه است.دنیا را نگه دارید، میخواهم پیاده شوم.

 

+نوشته شده در چهارشنبه 25 دی1387ساعت22:12توسط هستی |

به نظاره آسمان رفته بودم ؛

گرم تماشا و غرق در اين دريای سبز معلقی که بر آن ،

مرغان الماس پر

ستارگان زيبا و خاموش ،

تک تک از غيب سر می زنند و دسته دسته

به بازی افسون کاری شنا می کنند .

آن شب نيز ماه با تلالؤ پر شکوهش

که تنها لبخند نوازشی است

که طبيعت بر چهره ی نفرين شدگان کوير می نوازد ،

از راه رسيد و گل های الماس شکفتند

و قنديل زيبای پروين - که هر شب ،

دست ناپيدای الهه ای آن را از گوشه ی آسمان ،

آرام آرام به گوشه ای ديگر می برد - سر زد .

و آن جاده ی روشن و خيال انگيزی که

گويي يک راست به ابديت می پيوندد !

 

 

+نوشته شده در چهارشنبه 25 دی1387ساعت21:1توسط هستی |
یک روز زندگی ...  

امروز را زندگی کن!!!  

 

دو روز مانده به پایان جهان تازه فهمید که هیچ زندگی نکرده است، تقویمش پر شده بود و تنها دو روز، تنها دو روز خط نخورده باقی بود. 
پریشان شد و آشفته و عصبانی نزد خدا رفت تا روزهای بیشتری از خدا بگیرد، داد زد و بد و بیراه گفت، خدا سکوت کرد، جیغ زد و جار و جنجال راه انداخت،  خدا سکوت کرد، آسمان و زمین را به هم ریخت، خدا سکوت کرد. 
انداخت، خدا سکوت کرد، دلش گرفت و گریست و به سجده افتاد، خدا   سکوتش را شکست و گفت: "عزیزم، اما یک روز دیگر هم رفت، تمام روز را به بد و بیراه و جار و جنجال از دست دادی، تنها یک روز دیگر باقی است، بیا و لااقل 

 این یک روز را زندگی کن."لا به لای هق هقش گفت: "اما با یک روز... با یک روز  

چه کار می توان کرد؟ ..." 
خدا گفت: "آن کس که لذت یک روز زیستن را تجربه کند، گویی هزار سال زیسته است و آنکه امروزش را در نمی‌یابد هزار سال هم به کارش نمی‌آید"،  

آنگاه سهم یک روز زندگی را در دستانش ریخت و گفت: "حالا برو و یک روز 

 زندگی کن." 
او مات و مبهوت به زندگی نگاه کرد که در گودی دستانش می‌درخشید، اما می‌ترسید حرکت کند، می‌ترسید راه برود، می‌ترسید زندگی از لا به لایی انگشتانش بریزد، قدری ایستاد، بعد با خودش گفت: "وقتی فردایی ندارم، نگه داشتن این زندگی چه فایده‌ای دارد؟ بگذارد این مشت زندگی را مصرف کنم.." 

آن وقت شروع به دویدن کرد، زندگی را به سر و رویش پاشید، زندگی را نوشید  و زندگی را بویید، چنان به وجد آمد که دید می‌تواند تا ته دنیا بدود، می تواند بال بزند، می‌تواند پا روی خورشید بگذارد، می تواند .... 

او در آن یک روز آسمانخراشی بنا نکرد، زمینی را مالک نشد، مقامی را به دست نیاورد، اما ... 

اما در همان یک روز دست بر پوست درختی کشید، روی چمن خوابید، کفش دوزکی را تماشا کرد، سرش را بالا گرفت و ابرها را دید و به آنهایی که او را نمی‌شناختند، سلام کرد و برای آنها که دوستش نداشتند از ته دل دعا کرد، او در همان یک روز آشتی کرد و خندید و سبک شد، لذت برد و سرشار شد و بخشید، عاشق شد و عبور کرد و تمام شد. 

او در همان یک روز زندگی کرد. 

فردای آن روز فرشته‌ها در تقویم خدا نوشتند: "امروز او درگذشت، کسی که هزار سال زیست!" 

امروز را از دست ندهید، آیا ضمانتی برای طلوع خورشید فردا وجود دارد!؟    

زندگی انسان دارای طول، عرض و ارتفاع است؛ اغلب ما تنها به طول آن می اندیشیم، اما آنچه که بیشتر اهمیت دارد،  

 عرض یا چگونگی آن است.

 

+نوشته شده در سه شنبه 24 دی1387ساعت20:44توسط هستی |
 
مهم نیست قشنگ باشی

 

از خدا پرسیدم:خدایا چطور می توان بهتر زندگی کرد؟
خدا جواب داد :گذشته ات را بدون هیچ تاسفی بپذیر،

با اعتماد زمان حال ات را بگذران و بدون ترس برای آینده آماده شو. ایمان را نگهدار و ترس را به گوشه ای انداز .

شک هایت را باور نکن و هیچگاه به باورهایت شک نکن
زندگی شگفت انگیز است فقط اگربدانید که چطور زندگی کنید
مهم این نیست که قشنگ باشی ، قشنگ این است که مهم باشی! حتی برای یک نفر

مهم نیست شیر باشی یا آهو مهم این است با تمام توان شروع به دویدن کنی

کوچک باش و عاشق.. که عشق می داند آئین بزرگ کردنت را
بگذارعشق خاصیت تو باشد نه رابطه خاص تو باکسی
موفقیت پیش رفتن است نه به نقطه ی پایان رسیدن

فرقى نمی کند گودال آب کوچکى باشى یا دریاى بیکران... زلال که باشى، آسمان در توست
نلسون ماندلا

+نوشته شده در سه شنبه 24 دی1387ساعت18:26توسط هستی |
تفاوت عاشق بودن و کسی را دوست داشتن

 

 

بين كسي كه عاشق شده است و كسي كه تنها شخصي را دوست دارد تفاوتهايي وجود دارد نكات زير كمك مي كند تا اين تفاوتها را درك كنيم :
1- هنگام ديدن كسي كه عاشق او هستيد تپش قلب شما زياد شده و هيجان زده خواهيد شد اما هنگاميكه كسي كه را دوست داريد مي بينيد احساس سرور و خوشحالي مي كنيد .
2- هنگاميكه عاشق هستيد زمستان در نظر شما بهار است وليكن هنگامي كه كسي را دوست داريد زمستان فصلي زيباست .
3- وقتي به كسي كه عاشقش هستيد نگاه مي كنيد خجالت مي كشيد و ليكن هنگامي كه به كسي كه دوستش داريد نگاه مي كنيد لبخند خواهيد زد .
4- هنگاميكه در كنار معشوقه خود هستيد نمي توانيد آنچه را كه در ذهن خود داريد بيان كنيد ولي در مورد كسي كه دوستش داريد شما توانايي آنرا خواهيد داشت .
5- در مواجه شدن با كسي كه عاشقش هستيد خجالتمي كشد و حتي دست و پاي خود را گم مي كنيد اما در مورد كسي كه دوستش داريد راحت تر بوده و توانايي ابراز وجود خواهيد داشت .
6- شما نمي توانيد به چشمان كسي كه عاشقش هستيد مستقيم و طولاني نگاه كنيد اما مي توانيد در حالي كه خنده اي بر لب داريد مدتها به چشمان كسي كه دوستش داريد نگاه كنيد .
7- وقتي معشوقه شما گريه مي كند شما نيز گريه خواهيد كرد اما در مورد كسي كه دوستش داريد سعي بر آرام كردن او خواهيد داشت .
8- احساس عاشق بودن و درك آن از طريق ديدن است اما دوست داشتن از طريق شنوايي و صحبت كردن است .
9- شما مي توانيد يك رابطه دوستي را پايان دهيد اما هرگز نمي توانيد چشمان خود را بر احساس عاشق بودن ببنديد چرا كه حتي اگر اين كار را بكنيد عشق همچون قطره اي در قلب شما و براي هميشه خواهد ماند .
راستي شما دوست عزيز نظرتون چيه ؟ بايد دوست داشت يا عاشق بود ؟


 

+نوشته شده در دوشنبه 23 دی1387ساعت20:13توسط هستی |
فرزند چندم خانواده هستید ؟

سلام 

 

 

 

   آیا فکر می کنید اینکه فرزند چندم خانواده باشید، می تواند بر شکل گیری شخصیت شما تاثیر گذار باشد؟ این مقاله را  دنبال کنید تا به همه چیز در این رابطه پی ببرید !   

تک فرزندان 

نقاط مثبت: این افراد همان ها هستند که دنیا را متحول می کنند. افرادی تکلیف-گرا، مرتب و منظم، با وجدان و وظیفه شناس، و بسیار قابل اطمینان می باشند. آنها عاشق واقعیت، افکار و اندیشه ها، و جزئیات هستند. و از قبول مسئولیت های مختلف واهمه ای ندارند.
نقاط منفی: یکی از خصیصه های منفی این افراد سرسختی و خشونت شدید آنهاست. کمی کینه ای و پرتوقع هستند و معمولاً از قبول اشتباهاتشان سر باز میزنند. به هیچ وجه انتقادپذیر نیستند. در برابر دیگران افرادی بسیار حساس و نفوذ پذیرند که احساساتشان خیلی زود جریحه دار می شود.
- فرزندان اول خانواده 

نقاط مثبت: آنها ذاتاً فرمانده به دنیا آمده اند. احتمالاً رئیس جمهورها، فضانوردان و مدیرعاملین همه فرزندان اول خانواده هستند. فکر می کنند که همیشه حق و اولویت در هر کاری با آنهاست. فرزندان اول به دو دسته تقسیم می شوند: پرورش دهندگان افراد مطیع یا متحول کنندگانی سلطه جو. هر دو یکسان هستند فقط از متدهای مختلفی استفاده می کنند. معمولاً فرزندان اول خانواده، افرادی ایرادگیر، مشکل پسند، و دقیق هستند و عاشق توجه به جزئیات مسائلند. افرادی وقت شناس، منظم، و با کفایتند که دوست دارند همه چیز به بهترین نحو انجام شود. از مسائل غافلگیر کننده نیز به هیچ وجه خوششان نمی آید.
نقاط منفی: معمولاً این افراد کمی بداخلاق، ترشرو بی احساس به نظر می آیند. گه گاه به خاطر زورگویی و فشاری که بر سایرین می آورند، تهدید کننده و رعب آور هستند. چون فکر می کنند که همیشه حق با آنهاست و فقط خودشان همه چیز را می دانند، به دیگران اطمینان کمی دارند. ریاست مآب، ایرادگیر و نسبت به اشتباهات حساس و نکته سنج هستند.
- فرزندان وسط خانواده  

نقاط مثبت: فرزندان وسطی، افرادی خانواده دوست هستند که دیگران از بودن با آنها لذت می برند. مهمترین نیاز آنها، آرام نگاه داشتن اقیانوس پرتلاطم زندگی است و شعار آنها “آرامش به هر قیمتی” است. اینها افرادی بسیار آرام و بی سر و صدا، شیرین و دوست داشتنی هستند و شنوندگان خوبی به شمار می روند. مهارت زیادی در حل مشکلات دارند چون همیشه هر دو جنبه ی یک مشکل را بررسی می کنند و دوست دارند همه را خوشحال کنند. همین مسئله باعث می شود که مشاوران و میانجیگران خوبی باشند.
نقاط منفی: نسبت به فرزندان اول خانواده، احساس سلطه گری کمتری دارند، اما دوست دارند همه آنها را ستایش کرده و دوست بدارند—یا حداقل با آنها احساس شادی و خوشبختی کنند. از آنجا که سعی در راضی نگاه داشتن همه دارند، ممکن است به افرادی وابسته تبدیل شوند. نمی توانند خوب تصمیم بگیرند تا جایی که باعث رنجاندن دیگران می شود. همچنین برای شکست و اشتباهات دیگران، خود را سرزنش می کنند.
- فرزندان آخر خانواده 

نقاط مثبت: افرادی شاد و سرزنده اند که این شادی و سرخوشی را با خود همه جا می برند و دیگران را نیز از آن بهره مند می کنند. مهارت های مردمی آنها بسیار قوی است و عاشق این هستند که دیگران را با حرف ها و کارهایشان سرگرم کنند. هیچ کس برای آنها غریبه نیست و به سرعت با همه صمیمی می شوند. افرادی برونگرا هستند که از وجود دیگران انرژی می گیرند. از ریسک کردن واهمه ای ندارند.
نقاط منفی: خیلی زود خسته می شوند. از طرد شدن واهمه داشته و افق توجهاتشان کوتاه است. افرادی خود گرا هستند. معمولاً به خاطر توقعات غیر واقعیشان از رابطه، که تصور می کنند در همه ی رابطه ها باید همیشه خوشی و خنده برقرار باشد، رابطه های زیادی را به فنا می دهند. اما نمی دانند که عمر چنین رابطه هایی بسیار کوتاه است.  

(درمورد شما صدق می کرد؟؟

+نوشته شده در دوشنبه 23 دی1387ساعت12:51توسط هستی |